در ماه دسامبر خیالاتی که در مورد ترک شغلم داشتم واضحتر شده بودند. این فاصله بین عید شکرگزاری و روز کریسمس بود یعنی زمانی که از نظر تاریخی در هر صورت کار کمی انجام میشود. در آن زمان من استعفای خودم را به این شکل تصور میکردم: منتظر بروز آن احساس آشنا میماندم، همان احساسی که به جای انجام کارهای معمول ترجیح میدادم در هسته زمین فرو بروم. سپس به جای انجام آن کار خیلی ساده انجامش نمیدادم. به آن ایمیل جواب نمیدادم. ایدههایم را برای جلسه ارائه نمیفرستادم. به ویرایشگرم میگفتم «اصلاً میدانی؟ امروز روز آخر من است.» سپس برای همیشه از Slack خارج میشدم.
ترک شغل همگانی
اما البته با وجود اینکه دلیل اصلی ترک شغل برایم مشخص بود هیچوقت این کار را انجام ندادم. به خودم میگفتم روز بعد اوضاع بهتر میشود و حتی اگر هیچ چیز بهتر نمیشد نمیتوانستم واقعیت را نادیده بگیرم. چون همسرم مثل میلیونها آمریکایی دیگر در شرایط همهگیری شغل خود را از دست داده بود. من مسئول امرار معاش و تأمین بیمه درمانی هر دو نفرمان بودم.
ترک شغل به عنوان یک راه درمان
من از اینکه میتوانستم شغلم را حفظ کنم سپاس گذار بودم، این یکی از معدود مواردی بود که در این سال آشفته ثابت مانده بود. در عین حال احساس میکردم دیگر نمیتوانم به کارم ادامه دهم به ویژه زمانی که میدیدم فید رسانههای اجتماعیام پر از اخبار مربوط به سایر افراد حرفهای است که برای همیشه کار خود را کنار گذاشتهاند. به نظر میرسید همه شهردارها، استادهای دانشگاه، روزنامهنگارها، تحلیلگران مالی و حتی کشیشها کار خود را ترک کردهاند.
بعضی از آنها اعلام کرده بودند که برای کار در زمینههای دیگر شغل خود را رها کردهاند. بقیه هیچ ایدهای در مورد کاری که در آینده میخواستند انجام دهند نداشتند و فقط قصد داشتند، بخوابند، مطالعه کنند و در کنار خانواده خود زمان بگذرانند. ولی دلیل اصلی ترک شغل همه آنها یکسان بود: آنها دچار فرسودگی شغلی شده بودند.
فرسودگی شغلی
با وجود اینکه اصطلاح فرسودگی شغلی خیلی رایج شده است اما بهتر است بدانید این مفهوم از یک محیط کاملاً بالینی نشات میگیرد. این اصطلاح که در سال 1970 توسط روانشناس آمریکایی هربرت فرویدنبرگر (Herbert Freudenberger) ابداع شده است به پیامدهای ناشی از استرس شدید و «ایده آلهای سطح بالا» در «حرفههای مربوط به کمک به مردم» مانند پزشکی و کارهای اجتماعی اشاره دارد.
با این حال فرسودگی شغلی در میان جامعه درمان هیچوقت تبدیل به یک مسئله جدی نشد، شاید دلیلش این باشد که در مورد روش اندازهگیری و حتی تشخیص آن توافقی وجود ندارد. رایجترین مقیاس اندازهگیری فرسودگی شغلی پرسشنامه فرسودگی شغلی Maslach است که در سال 1981 ایجاد شد اما حتی در آن زمان هم این موضوع باعث ایجاد اختلافات قابل توجهی بین دانشگاهیان شد.
در سال 2003 پژوهشگران فیلیپ لیو (Philip Liu) و دیوید ون لیو (David Van Liew) در این مورد که «استفاده از اصطلاح فرسودگی آنقدر رایج شده است که این واژه بیشتر معنای اصلی خود را از دست داده است و حالا به نظر میرسد یک کلمه جایگزین برای افسردگی باشد البته به آن اندازه اهمیت آن جدی گرفته نمیشود.» شکایت داشتند.
ترک شغل راهی برای درمان فرسودگی شغلی
امروزه ما از واژه فرسودگی به عنوان یک اصطلاح همه جانبه استفاده میکنیم، یعنی کلمهای برای توصیف کل طوفان احساسات مربوط به زندگی؛ مواردی مانند اضطراب، غم، کسالت و خستگی.
زمانی ترک شغل با برداشتهای منفی مواجه میشد، مانند ضعیف بودن روحیه و فقدان نظم و انضباطی که به روحیه آمریکاییها نمیخورد. اما در سالهای اخیر نه گفتن به شدت مد شده است. درمانگرها، مربیهای شغلی و اینفلوئنسرها در حال تقویت قدرت “نه گفتن” هستند. آنها جملاتی مانند این موارد را پیشنهاد میکنند «نه من بدون دریافت حقوق اضافی اضافه کاری انجام نمیدهم.»، «نه من در مهمانی که پر از افرادی است که از آنها خوشم نمیآید شرکت نمیکنم.» و «نه من برای صدمه نزدن به احساسات یک فرد دیگر سر قرار نمیروم.».
اگر حفاظت از زمان، تبدیل به کاری برای توانمندسازی خود شود پس بهترین کار این است که به صورت کامل وقتگیرترین تعهد زندگی را کنار بگذاریم. در حال حاضر ترک جسورانه شغل به عنوان یک روش سختگیرانه مراقبت از خود در نظر گرفته میشود. این کار علاوه بر اینکه سالم و جسورانه است یک اقدام آرمانی هم محسوب میشود.
نارضایتی از شغل
ایروین شونفلد (Irvin Schonfeld)، استاد سابق روانشناسی در کالج شهر نیویورک معتقد است استفاده زیاد از اصطلاح فرسودگی شغلی روشی گمراه کننده است که کارکنان برای بیان نارضایتی خود از یک شغل خاص به کار میبرند. از نظر او دلایل خوب زیادی برای ترک شغل وجود دارد، برای مثال دلیل اصلی ترک شغل شما ممکن است این باشد که بیش از حد کار میکنید، زمان کافی برای وقت گذراندن با خانواده خود ندارید، رئیس شما افتضاح است، نیاز به استراحت دارید یا همه موارد ذکر شده در مورد شما صدق میکند.
مقاله مرتبط پیشنهادی برای مطالعه: قبل از ترک شغل، به این نکات توجه کنید
هیچ یک از این موارد لزوماً باعث ایجاد فرسودگی شغلی شدید نمیشود، حداقل روال سنتی که اینطور نشان میدهد. شونفلد میگوید: «فکر میکنم اینکه یک نفر بگوید از کارم راضی نیستم کافی باشد. دیگر لازم نیست این موضوع را آسیب شناسی کنیم.» اتفاقاً خود شونفلد هم در اواسط دوره همهگیری به خاطر چیزی که آن را «دلایل وجودی» مینامد تا حدی تدریس را کنار گذاشت.
چرا نباید فرسودگی شغلی را آسیب شناسی کنیم؟
دلیل خوبی برای این کار وجود دارد: زمانی که چیزی را آسیب شناسی میکنیم معمولاً بیشتر جدی گرفته میشود. فرسودگی شغلی تشخیص جذابی برای خودبزرگبینی محسوب میشود، زیرا به این معنی است که شغل فرد به شکلی منحصر به فرد بیشتر انرژی او را تخلیه میکند و این را تا حد یک فوریت پزشکی میرساند.
همچنین این بیماری وضعیتی است که بیشتر کارمندان ادارات را درگیر میکند. ادعای ابتلا به فرسودگی شغلی برای کسانی که از عهده ترک شغل خود برمیآیند میتواند نشانه اساسی استخدام پذیری باشد، یعنی راهی که به رئیس آینده خود اطمینان دهید بعد از این وقفه شما تا مرز استخوان برای آنها هم کار میکنید.
حتی کسانی که تصمیم میگیرند در مورد فرسودگی شغلی خود صحبت کنند هم کاری به جز فریب دادن دیگران نمیتوانند انجام دهند. وقتی آریانا هافینگتون (Arianna Huffington ) در سال 2017 در مورد خستگی ناشی از کار خود نوشت موفق شد با صحبت در مورد غش کردن ناشی از کمبود خواب خود دو کتاب پرفروش بنویسد و یک شرکت رسانهای با نام Thrive Global تاسیس کند. (کارکنان سابق با استناد به نارسایی سرمقاله و سوء مدیریت در منابع با او موافق نبودند.)

آسیب شناسی فرسودگی شغلی باعث میشود بیشتر جدی به نظر برسد
مثبت اندیشی زیادی مضر است
شاید تصور علمی که در مورد فرسودگی شغلی به عنوان دلیل اصلی ترک شغل وجود دارد همیشه زیادی محدود بوده است. در مقاله Müdigkeitsgesellschaft که در سال 2010 منتشر شد (این مقاله به دهها زبان مختلف ترجمه شده است و عنوان ترجمه انگلیسی آن که در سال 2015 منتشر شد «جامعه فرسوده» بود) فیلسوف آلمانی هان بیونگ چول (Byung-Chul Han) که متولد کره است میگوید فرسودگی شغلی فراگیرترین مصیبت جامعه مدرن است که نتیجه طبیعی «مثبت اندیشی زیادی» است.
منظور او از این اصطلاح باور همیشگی نظام سرمایهداری به قدرت بهرهوری فردی است. درست است که Zoom و سایر تکنولوژیها از نظر فنی امکان ادامه پیدا کردن بسیاری از کارها را در طول یک سال تجربه مرگ و قرنطینه امکانپذیر کردند اما این ایده را نیز ترویج کردند که ادامه دادن کار به همان شکل معمول آن در میان رنجهای بیامان جهانی از نظر احساسی و روحی امکانپذیر است.
اما بسیاری از مردم متوجه شدند چنین چیزی امکانپذیر نیست و همین هم دلیل اصلی ترک شغل آنها بوده است. بر اساس توضیحات هان «این شکایت افراد افسرده در مورد اینکه (هیچ چیز امکانپذیر نیست) فقط در جامعهای پیدا میشود که همه فکر میکنند (هیچ چیز غیرممکن نیست.)»

افزایش استعفا در دوران همهگیری
مارهایی که خودشان را میبلعند
هان معتقد است، پشت سر گذاشتن سیاستهای واکنشی جنگ سرد و ترس از بیگانگان باعث شده است ما تبدیل به «انسان های دستاوردی» بشویم تا «انسان های مطیع». به نظر میرسد از دیکتاتوری خارجی و تهدید جسمانی رهایی یافته باشیم اما حالا خودمان بر خودمان حکومت میکنیم و در این مورد بیرحم هستیم.
مقاله مرتبط پیشنهادی برای مطالعه: روش استعفا دادن در دوران بعد از همه گیری
«شخص خسته و افسردهِ دستاوردی به اصطلاح خودش را خرد میکند، به صورت کامل توانایی بیرون ایستادن و خارج شدن از درون خودش را از دست داده است و نمیتواند به دیگران تکیه کند و آروارههای خود را بر روی خودش میفشارد. به صورت متناقضی این کار باعث میشود فرد تهی و خالی شود.» بر اساس نظریه فرسودگی معاصر هان، ما مارهایی هستیم که دم خودمان را میبلعیم.
با توجه به اینکه کتاب هان یک دهه پیش نوشته شده است به نظر میرسد این یک کتاب پیشگو باشد. او نوشته است: «سندروم فرسودگی شغلی زمانی رخ میدهد که توجه به اِگو (نفس) بسیار زیاد می شود و این مدام تکرار میشود.» آیا توصیفی بهتر از این برای سال گذشته وجود دارد؟
جمعبندی
کتاب «جامعه فرسوده» هیچ راهحل منظمی ارائه نمیدهد زیرا اگر چنین چیزی ارائه میداد تبدیل به یک کتاب برای کمک به خود (و احتمالاً یک کتاب پرفروش) میشد. اما واضح است که فانتزی ترک شغل هرچقدر هم فریبنده به نظر برسد احساس راحتی ناشی از آن موقتی است. این بیماری همهگیر استرس شغلی همه را افزایش داد اما همان موقع هم بحران در حال تشکیل شدن بود. هیچ نقطه پایانی به چشم نمیخورد. دلیل اصلی ترک شغل شما هر چه که باشد همانطور که شونفلد میگوید «بالاخره یک زمانی مجبور هستید سر کار برگردید مگر اینکه خودتان ثروتمند باشید، درست است؟»
برای من از ماه دسامبر تا به حال هیچ چیز بهتر نشده است. فعلاً اوضاع به این شکل است و در حال حاضر بیش از آنکه بخواهم کارم را ترک کنم به آن نیاز دارم. در این زمان میتوانم رویا پردازی کنم. فردا یک روز دیگر است (و یک شانس دیگر برای استعفا دادن).














۰ Comments