این مطلب ترجمهٔ فارسی مقالهٔ «How Your Brain’s CEO Helps You Learn, Adapt, and Make Smart Decisions» نوشتهٔ ترور رابینز (Trevor W. Robbins) است که در 4 جون 2026 در مجلهٔ علمی Frontiers for Young Minds منتشر شده؛ مجلهای متنباز که مقالههایش را نوجوانان 8 تا 15 ساله داوری میکنند. متن اصلی با مجوز Creative Commons Attribution 4.0 (CC BY 4.0) منتشر شده است. این ترجمه را شومینه انجام داده و ممکن است شامل ویرایشهای جزئی برای خوانندهٔ فارسیزبان باشد؛ نویسنده و مجله از آن حمایت یا تأیید رسمی نکردهاند.
ترور رابینز (Trevor Robbins) در سال 2014 همراه با استانیسلاس دوهان (Stanislas Dehaene) و جاکومو ریتزولاتی (Giacomo Rizzolatti) برندهٔ جایزهٔ مغز (Brain Prize) شد؛ «برای پژوهشهای پیشگامانه دربارهٔ سازوکارهای عالی مغز که زیربنای کارکردهای پیچیدهٔ انسانی مانند خواندنونوشتن، عددشناسی، رفتار انگیزشی و شناخت اجتماعی است، و برای تلاشهایشان در فهم اختلالهای شناختی و رفتاری». جایزهٔ مغز جایزهای بینالمللی است که پیشرفتهای بسیار اصیل و بنیانشکن را در هر شاخه از پژوهش مغز، از علوم اعصاب پایه تا پژوهش بالینی کاربردی، ارج مینهد. از زمان تأسیس آن در 2011 تا 2025، این جایزه به 49 دانشمند از 11 کشور اعطا شده است. در این مقاله، او توضیح میدهد که قشر پیشپیشانی مغز چگونه مانند یک مدیرعامل، رفتار و تصمیمهای ما را هماهنگ میکند.
قشر پیشپیشانی: مدیرعامل مغز شما

تصویر شاخص مقالهٔ اصلی: انتخاب میان کیک شکلاتی و سیب. منبع: Frontiers for Young Minds، مجوز CC BY 4.0
مغزتان را یک شرکت بزرگ تصور کنید. «بخشهای» مختلف این شرکت کارهای متفاوتی انجام میدهند: یکی اطلاعاتی را که از حواس شما میرسد پردازش میکند، دیگری حرکتهایتان را کنترل میکند و بخشی دیگر خاطرهها را نگه میدارد. همهٔ این کارها باید پیوسته با هم هماهنگ شوند تا به هدفهای کلیتان برسید؛ از پیدا کردن مسیر در محله گرفته تا موفقیت در پروژههای مدرسه.
هر شرکتی یک دفتر اجرایی دارد که بر همهٔ عملیات نظارت میکند تا کارها به بهترین شکل پیش برود. «دفتر اجرایی» مغز شما در لوبهای پیشانی (frontal lobes) قرار دارد، یعنی درست پشت پیشانیتان. در دل لوبهای پیشانی، قشر پیشپیشانی (prefrontal cortex؛ بهاختصار PFC) جای دارد که میتوانید آن را مدیرعامل مغزتان بدانید. بخش بزرگی از رفتار شما در همینجا هماهنگ و کنترل میشود [1]. قشر پیشپیشانی پیوسته فعالیت بخشهای دیگر مغز را زیر نظر دارد. نکتهٔ جالب اینکه این بخش تا حدود 25 سالگی کاملا به بلوغ نمیرسد. برای همین گاهی کنترل رفتارتان سخت میشود: مرکز کنترل مغزتان هنوز «در حال ساخت» است و دارد یاد میگیرد کارش را کارآمد انجام دهد.
فهمیدن قشر پیشپیشانی یکی از هیجانانگیزترین چالشهای علم مغز امروز است. میدانیم که این بخش به سامانههای پیامرسان شیمیایی در عمق مغز وصل است؛ سامانههایی که با مولکولهایی مثل دوپامین، سروتونین، نورآدرنالین و استیلکولین سیگنال میفرستند. دانشمندان دقیقا نمیدانند این پیامرسانها چگونه روی قشر پیشپیشانی اثر میگذارند، اما نظریهٔ من این است که آنها این بخش را «کوک» میکنند تا در موقعیتهای در حال تغییر خوب عمل کند (شکل 1). مثلا اگر هنگام انجام کاری حوصلهتان سر برود، ممکن است استیلکولین به قشر پیشپیشانیتان فرستاده شود تا تمرکزتان حفظ شود و کاری را که شروع کردهاید تمام کنید. حتی مدیرعامل مغز هم گاهی برای اینکه کارش را عالی انجام دهد به کمک نیاز دارد!

شکل 1: قشر پیشپیشانی و سامانههای پیامرسان شیمیایی آن. (A) قشر پیشپیشانی به سامانههای پیامرسان شیمیایی در عمق مغز وصل است که به «کوک» شدن آن برای عملکرد بهینه کمک میکنند. (B) مثلا وقتی حوصلهتان سر میرود، مادهای به نام استیلکولین ممکن است به قشر پیشپیشانیتان فرستاده شود تا تمرکزتان حفظ شود و کارتان را تمام کنید. منبع: Frontiers for Young Minds (شکلها: آیریس گات)، CC BY 4.0؛ بدون تغییر محتوا، فقط تغییر اندازه
قشر پیشپیشانی افکار و کارهای شما را مدیریت میکند
هرچند هنوز دقیقا نمیدانیم قشر پیشپیشانی چگونه کار میکند، میدانیم که از راه چیزی به نام «کارکردهای اجرایی» (executive functions) به شما کمک میکند افکار و کارهایتان را کنترل کنید [1]. کارکردهای اجرایی فعالیتهای همین مدیرعامل مغز هستند که کارکردهای پایهترِ مغز را هماهنگ میکنند؛ کارکردهایی مثل ادراک (دریافت و دستهبندی اطلاعاتِ حواس)، حافظه (ذخیره و بازیابی اطلاعات) و انواع یادگیری. کارکردهای اجرایی همچنین کارکردهای پیچیدهتر مغز، از جمله برنامهریزی، حسابکردن، استدلال و فهم زبان را هماهنگ میکنند.
هدف قشر پیشپیشانی از هماهنگ کردن این کارکردهای گوناگون، رسیدن به بهترین نتیجهٔ ممکن است؛ مثلا رسیدن به هدفهایی که برای خودتان تعیین کردهاید. دانشمندان هنوز بحث میکنند که آیا همهٔ کارکردهای اجرایی بخشی از یک سامانهٔ کلیاند یا نه، اما اتفاقنظر گستردهای هست که برخی کارکردهای اجرایی به بخشهای مشخصی از قشر پیشپیشانی (که احتمالا دهها بخش دارد) وابستهاند و هر کدام جنبهای متفاوت از رفتار را کنترل میکنند.
مقاله مرتبط پیشنهادی برای مطالعه: چگونه یک مغز سالم داشته باشیم؟
سه کارکرد بزرگ: حافظهٔ فعال، انعطافپذیری شناختی و مهار
حالا دربارهٔ سه کارکرد اجرایی اصلی که دانشمندان شناسایی کردهاند میگویم: حافظهٔ فعال، انعطافپذیری شناختی و مهار.

شکل 2: سه کارکرد اجرایی کلیدی. (A) حافظهٔ فعال به شما کمک میکند اطلاعات را در ذهن نگه دارید و از آنها استفاده کنید؛ مثلا به یاد آوردن دستورالعملها یا حل ذهنی مسئلههای حساب. (B) انعطافپذیری شناختی به شما امکان میدهد وقتی موقعیت یا قانونها عوض میشوند رفتارتان را تنظیم کنید و روان میان کارها جابهجا شوید. (C) مهار به شما کمک میکند تکانهها را کنترل کنید و جلوی کارهایی را بگیرید که به نتیجهٔ ناخواسته میرسند. منبع: Frontiers for Young Minds (شکلها: آیریس گات)، CC BY 4.0؛ بدون تغییر محتوا، فقط تغییر اندازه
حافظهٔ فعال: پردازش اطلاعات در ذهن
حافظهٔ فعال (working memory) توانایی نگه داشتن اطلاعات در ذهن و استفاده از آن برای انجام یک کار است [2]. این توانایی برای بسیاری از فعالیتهای روزمره حیاتی است؛ از حرف زدن و نوشتن تا یادگرفتن مهارتهای تازه و محاسبهٔ ذهنی (شکل 2، بخش A).
این آزمایش را امتحان کنید: عدد زیر را بخوانید، بلافاصله چشمهایتان را ببندید و سعی کنید آن را از آخر به اول تکرار کنید: 077365878. حالا چشمهایتان را ببندید و ببینید چند رقم را بهصورت وارونه به یاد میآورید. این کار حافظهٔ فعال شما را در عمل نشان میدهد: مغزتان باید عدد را در ذهن نگه دارد، مرتب کند و پیش از آنکه از یاد برود درست تکرار کند.
انعطافپذیری شناختی: عوض کردن نظر
انعطافپذیری شناختی (cognitive flexibility) توانایی تغییر نظر و سازگار شدن است [3]. بازی رایانهای سادهٔ را تصور کنید که در آن باید هر وقت شکل زرد روی صفحه ظاهر شد روی آن کلیک کنید. پس از چند دقیقه ناگهان قانون عوض میشود: حالا باید روی شکل دیگری (مثلا مثلث) با هر رنگی کلیک کنید. هرچه سریعتر از قانون قدیمی (شکل زرد) به قانون جدید (مثلث) بروید و در بازی موفق شوید، انعطافپذیری شناختیتان بهتر است.
دانشمندان فکر میکنند دستکم دو نوع انعطافپذیری شناختی وجود دارد. انعطافپذیری راهبردی (strategic) به شما کمک میکند محیطهای تازه را کاوش کنید و بهترین راه حرکت در فضای جدید را پیدا کنید. انعطافپذیری جابهجایی (shifting) برای کارهایی مثل انجام همزمان چند کار مهم است، یعنی جابهجا شدن سریع از یک فعالیت به فعالیت دیگر (شکل 2، بخش B). مثلا وقتی مدام میان انجام تکلیف ریاضی و خواندن پیامهای یک دوست جابهجا میشوید، از انعطافپذیری جابهجایی استفاده میکنید.
وقتی انعطافپذیری شناختی بالاست، آدمها بسیار سازگارند و میتوانند سریع خودشان را با دستورالعملها و محیطهای تازه وفق دهند. وقتی این توانایی خوب کار نمیکند، میتواند در شکلگیری شرایطی مثل اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) نقش داشته باشد؛ شرایطی که در آن افراد در الگوهای تکراری گیر میکنند و نمیتوانند ذهنشان را «تازه» کنند تا رفتاری متناسبتر با محیط فعلی داشته باشند [3]. مثلا دانشآموزی که همیشه پیش از شروع کار باید میزش را کاملا مرتب کند، ممکن است وقتی به کلاس جدیدی میرود که میزها چیدمان متفاوتی دارند نتواند تمرکز کند. با اینکه چیدمان جدید مشکلی ندارد، مغزش برای سازگاری با تغییر تقلا میکند.
مهار: فشردن پدال ترمز
مهار (inhibition) توانایی بازداشتن خود از انجام یا گفتن چیزی است پیش از آنکه دربارهٔ آن فکر کرده باشید [4، 5]. مثل این است که برای رفتارتان پدال ترمز داشته باشید. هرچه مهار بهتر باشد، خودکنترلی قویتر است.
مهار جلوی این را میگیرد که در کلاس ناگهان جواب اشتباه بگویید، مانع میشود هنگام رد شدن از خیابان وارد ترافیک شوید و به کنترل رفتارهای تکانشی، مثل زیادهروی در خوردن شیرینی، کمک میکند (شکل 2، بخش C). اما مهار فقط اعمال را کنترل نمیکند؛ به مهار افکار، احساسات و خاطرههای ناخواسته هم کمک میکند.
شکلات یا سیب؟ دو نوع مهار
از میان سه کارکرد اجراییای که گفتیم، مهار برای تصمیمگیری درست در زندگی روزمره اهمیت ویژهای دارد. فرض کنید تصمیم گرفتهاید رژیمتان را بهتر کنید: شکلات کمتر و میوهٔ بیشتر. وارد آشپزخانه میشوید و یک کیک شکلاتی خوشمزه را روی میز، کنار یک سیب تازه میبینید. میدانید سیب انتخاب سالمتری است، اما آن کیک شکلاتی فوقالعاده به نظر میرسد. چه میکنید؟ به هدفتان وفادار میمانید و سیب برمیدارید یا تسلیم وسوسه میشوید؟
اگر جلوی میلتان به شکلات را بگیرید و بهجای آن سیب بردارید، از «مهار فوری» (immediate inhibition) استفاده کردهاید. این نوع مهار را ناحیهای در سطح جانبی (کناری) و نزدیک به میانهٔ قشر پیشپیشانی کنترل میکند. اما اگر بدانید کیک شکلاتی در آشپزخانه است و از همان اول تصمیم بگیرید اصلا وارد آشپزخانه نشوید، «مهار راهبردی» (strategic inhibition) را به کار گرفتهاید [6]. این نوع مهار را ناحیهای در جلوی قشر پیشپیشانی کنترل میکند.
اینکه مهار راهبردی را ناحیهای نزدیکتر به جلوی مغز کنترل میکند، نشان میدهد شاید مغز نوعی سلسلهمراتب یا رتبهبندی از عملیات داشته باشد؛ مهار راهبردی در این رتبهبندی «بالاتر» از مهار فوری است، یعنی تفکر پیچیدهتر و برنامهریزی از پیش را دربرمیگیرد، نه فقط واکنش در لحظه. دانشمندان فکر میکنند کارکردهای اجرایی دیگر، از جمله حافظهٔ فعال و انعطافپذیری شناختی، هم ممکن است چنین سلسلهمراتبی با سطح فوری و راهبردی داشته باشند، اما این هنوز باید تأیید شود.
تکانشگری و رفتار اجباری: وقتی کارکردهای اجرایی خوب کار نمیکنند
این روزها بهویژه به دو وضعیت علاقهمندم که در آنها کارکردهای اجرایی درست عمل نمیکنند: تکانشگری (impulsivity) و رفتار اجباری (compulsivity) [7]. تکانشگری یعنی زودتر از موقع یا بیپروا واکنش نشان دادن؛ از سر کسی که ناراحتتان کرده داد زدن تا ناتوانی در متوقف کردن خوردن کیک شکلاتی. رفتار اجباری یعنی «گیر کردن» در انجام رفتارهای مشخص بدون توانایی تغییر آنها. این میتواند شامل افکار تکراری باشد که در «حلقه»هایی در ذهن میچرخند، چسبیدن به هدفی که دیگر مهم نیست، یا انجام کارها به شکلی ثابت و خودکار، مثل شستن دوبارهٔ دستهایی که از قبل تمیزند. رفتار اجباری در اعتیاد و OCD نقش مهمی دارد [8].
در آزمایشگاه ما اکنون قشر پیشپیشانی و بخشهای دیگر مغز و سازوکارهای رفتاریای را که در کنترل رفتار اجباری و تکانشگری نقش دارند مطالعه میکنیم. این پژوهش میتواند به دانشمندان و پزشکان کمک کند برای اختلالهایی مثل OCD درمان پیدا کنند.
نکتههای عملی برای تمریندادن مدیرعامل مغزتان
مسیر پژوهشی دیگری که من و همکارانم دنبال میکنیم، پیدا کردن راههایی برای آموزش و بهبود کارکردهای اجرایی است (شکل 3). پژوهش دربارهٔ انعطافپذیری شناختی هنوز در مراحل ابتدایی است، پس فعلا پیشنهادی برای بهتر کردن آن نداریم. اما دربارهٔ بهبود مهار و کاهش تکانشگری، چند نکته را میتوانم با شما در میان بگذارم:
- مکث کنید: پیش از اینکه کاری بکنید یا چیزی بگویید، بهویژه وقتی احساس میکنید باید سریع واکنش نشان دهید، مکث را انتخاب کنید.
- فکر کنید: لحظهای از خودتان بپرسید: «آیا این کار درست است؟»
- کارهایتان را بازبینی کنید: بعد از انجام کاری به آن فکر کنید و بپرسید: «آیا آنجا کار درستی کردم؟» این بازبینی به شما کمک میکند راهبردهای آیندهتان را تنظیم کنید.
- لبتان را گاز بگیرید: اگر عصبانی یا هیجانزدهاید، شاید بهتر باشد پیش از هر کار یا حرفی آرام شوید. به نشانههای هشداردهندهٔ خودتان توجه کنید و بکوشید آرام بمانید.
- راهبردی باشید: از پیش به موقعیتهایی فکر کنید که ممکن است رفتار تکانشی را برانگیزند و برنامه بریزید که از آنها دوری کنید (مثل وارد نشدن به آشپزخانه وقتی میخواهید از تنقلات ناسالم دوری کنید).

شکل 3: پنج نکته برای اینکه مدیرعامل مغزتان بهتر کار کند. (A) پیش از عمل یا سخن گفتن مکث کنید. (B) از خودتان بپرسید «آیا این کار درست است؟» (C) به کارهایتان فکر کنید و ببینید دفعهٔ بعد چطور میتوانید بهتر عمل کنید. (D) اگر ناراحت یا تحریک شدهاید، اول آرام شوید و به مغزتان فرصت بدهید روشن فکر کند. (E) با برنامهریزی از پیش، از موقعیتهایی که وسوسهٔ رفتار تکانشی ایجاد میکنند دوری کنید. با انجام این مرحلهها قشر پیشپیشانیتان کارش را بهبهترین شکل انجام میدهد و میتوانید تکانههایتان را مدیریت کنید و آرام بمانید؛ و در همان حال تصمیمهای بسیار خوبی بگیرید که به سود زندگیتان است. منبع: Frontiers for Young Minds (شکلها: آیریس گات)، CC BY 4.0؛ بدون تغییر محتوا، فقط تغییر اندازه
واژهنامه
- لوبهای پیشانی (Frontal Lobes): بخشهای بزرگ در جلوی مغز که به شما در برنامهریزی، تصمیمگیری و کنترل کارهایتان کمک میکنند.
- قشر پیشپیشانی (Prefrontal Cortex): بخش جلوییترِ لوبهای پیشانی، یعنی «مدیرعامل» مغز شما، که به تمرکز، نظم و کنترل کمک میکند.
- کارکردهای اجرایی (Executive Functions): مهارتهای ذهنیای که عمدتا قشر پیشپیشانی انجام میدهد و به شما کمک میکنند برنامهریزی کنید، توجهتان را متمرکز کنید، دستورها را به خاطر بسپارید و چند کار را همزمان مدیریت کنید تا به هدفهایتان برسید.
- حافظهٔ فعال (Working Memory): توانایی نگه داشتن و بهکار بردن اطلاعات در ذهن، مثل حساب کردن در ذهن یا به یاد آوردن آدرس.
- انعطافپذیری شناختی (Cognitive Flexibility): مهارت تغییر تفکر یا رفتار وقتی قانونها یا موقعیت عوض میشوند، مثل تغییر راهبرد در یک بازی.
- مهار (Inhibition): توانایی بازداشتن خود از انجام یا گفتن چیزی پیش از عمل، یعنی «پدال ترمز» مغز شما.
- تکانشگری (Impulsivity): واکنش نشان دادن زودتر از موقع یا بیپروا؛ عمل کردن بدون فکر یا ناتوانی در مقاومت در برابر وسوسههای فوری.
- رفتار اجباری (Compulsivity): گیر کردن در الگوهای رفتاری تکراری و دشواری در تغییر آنها حتی وقتی دیگر به کار نمیآیند.
سپاسگزاری و منابع
نویسنده از اُر رافائل (Or Raphael) برای انجام مصاحبهای که پایهٔ این مقاله بود و همکاری در نگارش آن، از آیریس گات (Iris Gat) برای تهیهٔ شکلها و از سوزان دباد (Susan Debad) برای ویرایش متن تشکر میکند. برایس (Brais) نیز بهعنوان داور نوجوان مقاله را بررسی کرده است.
منابع مقالهٔ اصلی:
- Friedman, N. P., and Robbins, T. W. 2022. The role of prefrontal cortex in cognitive control and executive function. Neuropsychopharmacology 47:72–89. doi: 10.1038/s41386-021-01132-0
- Baddeley, A. 2010. Working memory. Curr. Biol. 20:R136–40. doi: 10.1016/j.cub.2009.12.014
- Robbins, T. W. 2022. Cognitive flexibility, OCD and the brain. Brain 145:814–5. doi: 10.1093/brain/awac046
- Aron, A. R., Robbins, T. W., and Poldrack, R. A. 2004. Inhibition and the right inferior frontal cortex. Trends Cogn. Sci. 8:170–7. doi: 10.1016/j.tics.2004.02.010
- Bari, A., and Robbins, T. W. 2013. Inhibition and impulsivity: behavioral and neural basis of response control. Prog. Neurobiol. 108:44–79. doi: 10.1016/j.pneurobio.2013.06.005
- Crockett, M. J., Braams, B. R., Clark, L., Tobler, P. N., Robbins, T. W., and Kalenscher, T. 2013. Restricting temptations: neural mechanisms of precommitment. Neuron 79:391–401. doi: 10.1016/j.neuron.2013.05.028
- Robbins, T. W., Gillan, C. M., Smith, D. G., de Wit, S., and Ersche, K. D. 2012. Neurocognitive endophenotypes of impulsivity and compulsivity: towards dimensional psychiatry. Nat. Rev. Neurosci. 13:674–86.
- Robbins, T. W., Banca, P., and Belin, D. 2024. From compulsivity to compulsion: the neural basis of compulsive disorders. Nat. Rev. Neurosci. 25:313–33. doi: 10.1038/s41583-024-00807-z
یادآوری: این نوشته جنبهٔ آموزشی و عمومی دارد و جایگزین مشورت با پزشک یا متخصص سلامت روان نیست.
این مقاله توسط «مترجم هوشمند شومینه» (هوش مصنوعی) ترجمه و تنظیم شده است.











۰ Comments