صفحه نخست < مجله ها < The New Yorker < بررسی بی عدالتی و اختلافات طبقاتی

بررسی بی عدالتی و اختلافات طبقاتی

22 آذر 1400 | The New Yorker, ایده و اندیشه

© برگرفته از مجله The New Yorker, نویسنده Elizabeth Kolbert ، منتشر شده در ژانویه 2018
میزان پیچیدگی مطلب: متعادل
زمان تخمینی مطالعه: 10 دقیقه
تظاهرات بر علیه نا برابری

بخشی از متن

احساس فقر عواقبی فراتر از احساسات عادی دارند. افرادی که خود را فرد فقیری می‎دانند غالبا تصمیمات بدی اتخاذ می‎کنند. قمار را در نظر بگیرید. شما با دو دلار می‎توانید بلیط یک لاتاری (مسابقه بخت ازمایی) را بخرید، اما شانسی که در مقابل هزینه پولتان به دست می‎آورید یک در سیصد میلیون است. اما باز هم آمریکایی‎های کم درآمد مبلغی از درآمد خود را به خرید بلیط‎های بخت آزمایی اختصاص می‎دهند. گاها از این رفتار به عنوان "مالیات بر فقرا" یاد می‎شود. معمولا این افراد رفتار ریسکی تری را در زندگی انتخاب می کنند و این دقیقا علت فقر آنهاست.

لطفا در انتهای صفحه به این مقاله امتیاز دهید.

مقدمه

در سال 2016 جیم مورا (Jim Mora)، سرمربی تیم فوتبال U.C.L.A پردرآمدترین کارمند ایالت کالیفرنیا بود. مورا در آن سال حدود 3.5 میلیون دلار درآمد داشت. کوونزو مارتین (Cuonzo Martin)، جایگاه دوم را در آن سال با حقوق 2.9 میلیون دلار در نقش سرمربی‎گری تیم بسکتبال مردان دانشگاه کالیفرنیا، برکلی به دست آورد. ویکتور خلیل، دندانپزشک ارشد بیمارستان‎های ایالتی حدود ۶۸۶ هزار دلار درآمد داشت، آن نویل (Anne Neville)، مدیر دفتر تحقیقات کالیفرنیا حدود ۱۳۵ هزار دلار درآمد کسب می‎کرد و جان اسمیت، به عنوان یک کارمند فصلی در هیئت مالیات حدودا ۱۲۹۰۰ دلار درآمد کسب کرد.

من همه این اطلاعات را از پایگاه داده ای که توسط Sacramento Bee نگهداری می‎شود، به دست آوردم. این پایگاه داده که دسترسی به آن برای عموم آزاد است. براساس نام و دپارتمان اطلاعات مرتبط به درآمد بیش از ۳۰۰ هزار نفر از کارمندان را در کالیفرنیا ارائه کرده است. احتمالاً امروزه اغلب کارمندان ایالتی درباره وجود این پایگاه داده اطلاعات کسب کرده‎ اند. اما در سال 2008 اینطور نبود و این بی اطلاعی زمینه را برای انجام یک آزمایش مهیا کرد.

آزمایشی بر فرضیه بی عدالتی

این آزمایش‎ توسط چهار اقتصاددان برای بررسی فرضیه بی عدالتی انجام شد.
براساس یک فرضیه، که اصطلاحا آن را مدل به روز رسانی منطقی (rational-updating model) می‎نامند، افراد حقوق خود را با توجه به فرصت‎هایشان آنالیز می‎کنند. اگر آنها متوجه شوند که حقوق کمتری در مقایسه با همکارانشان به دست می‎آورند، پیش‎بینی‎ های خود را درباره درآمد آتی خود به روز کرده و نتیجه می‎گیرند که امکان بالا رفتن حقوقشان بالاست. این ماجرا برای افرادی که بیش از همکاران دیگرشان درآمد کسب می‎کنند، برعکس رخ می‎دهد. آنها از شنیدن این خبر دلسرد شده و انتظارات خود را در جهت مخالف متمرکز می‎کنند.

طبق فرضیه مخالفی، مردم به تفاوت ها و بی عدالتی ها به صورت عاطفی (نه منطقی) واکنش نشان می‎دهند. اگر آنها متوجه شوند که حقوق کمتری نسبت به همکارانشان دریافت می‎کنند، این موضوع را همچون نشانه‎ ای برای افزایش تلاش‎ هایشان نمی ‎بینند بلکه آن را همچون مدرکی مبنی بر عدم قدردانی از آنها می‎دانند. (محققان این مسئله را عنوان مدل “درآمد نسبی” می‎نامند.)
در این تئوری، کارکنانی که متوجه پایین بودن حقوق خود می‎شوند، ناراحت می‎گردند. این در حالی است که کارکنانی که از حقوق بالایی برخوردار هستند، به احساس لذت و خشنودی بیشتری دست می‎یابند.
اقتصاددانان که به بررسی این دو تئوری می پرداختند، از طریق ایمیل، کارمندان سه دانشگاه کالیفرنیا یعنی سن دیگو، سانتا کروز و لس آنجلس را از وجود پایگاه داده بیز مطلع کردند. میزان بازدیدها از وب سایت به شدت بالا رفت. کارمندان در حال بررسی حقوق همکارانشان شدند.
چند روز بعد، محققان از طریق ایمیل به پیگیری نتایج پرداختند. آنها کار خود را از طریق پرسش سوالاتی همچون “چقدر از کار خود رضایت دارید؟” و یا “چقدر از حقوق خود برای کارتان راضی هستید؟” شروع کردند. علاوه بر این، محققان سوالات مرتبط با نظرسنجی را برای کارکنانی که از بانک اطلاعاتی بازدید نکرده بودند، نیز فرستادند. سپس آنها نتایج را با یکدیگر مقایسه کردند و به این نتیجه رسیدند که نتایج با تئوری‎های مورد تحقیقشان مطابقتی ندارد.
همانطور که در مدل درآمد نسبی  relative-income پیش بینی شده بود، کارکنانی که متوجه درآمد کم خود شده بودند احساس خوبی به دست نیاوردند. آنها اظهار می کردند از شغل خود رضایت کمی داشته و خواهان دستیابی به شغل جدید هستند. اما این مدل حین بررسی افراد بالادست و با حقوق بیشتر مقبولیت خود را از دست داد. کارکنانی که دریافته بودند عملکرد بهتری به نسبت همکارانشان داشته ‎اند، از شرایط خود هیچ لذتی به دست نیاورده بودند. آنها صرفا بی ‎تفاوت بودند. اقتصاددانان در پایان این تحقیقات اظهار داشته‎ اند، دسترسی به پایگاه داده “تاثیر منفی بر کارکنانی که حقوق کمتری داشته‎ اند، گذاشته است.” این در حالی است که ” هیچ گونه تاثیری بر کارکنان بالارتبه با حقوق بیشتر” نداشته است.

جامعه ای که هیچ برنده ای ندارد

نتایجی که اقتصاددانان از تحقیقات خود به دست آوردند، این بود که کارفرمایان “انگیزه‎ای قوی و قدرتمندی” برای مخفی نگه داشتن حقوق کارکنان خود دارند.
اگر کارکنان کالیفرنیا را نماینده جامعه ای بزرگتر در نظر بگیریم، این آزمایش نتیجه‎ای نگران کننده ‎ را آشکار می سازد. در جامعه ای  که دستاوردهای اقتصادی در مرکز آن قرار گرفته اند مانند آمریکا، هیچ برنده واقعی وجود ندارد و مملو از افرادی با حس شکست است.

جامعه ای سرخورده

Photo by cottonbro from Pexels

کیت پین (Keith Payne)، روانشناس، آن لحظه ‎ای را که متوجه شد فقیر است، به خاطر آورد. او کلاس چهارم بود و در کافه تریای مدرسه ابتدایی خود در غرب کنتاکی در صف ناهار خود ایستاده بود. وی نمی‎توانست هزینه ای بابت وعده‎ غذایی خود پرداخت کند، درآمد خانواده‎ اش کم بود و به همین خاطر آنها نمی‎توانستند هزینه ناهار مدرسه را پرداخت کنند، معمولا صندوقدار با تکان دستی او را به سمت خود فرا می‎خواند. اما در روزی نو شخص جدیدی پشت صندوق قرار داشت و از او درخواست 2 دلار پول کرد، او پولی نداشت که به او بدهد. بلکه مات و مبهوت به صندوقدار نگاه کرد و ناگهان متوجه شد با بچه‎ های دیگر که پول نقد در جیب خود دارند، متفاوت است.
او در کتاب The Broken Ladder: How Inequality Affects the Way We Think, Live, and Die نردبان شکسته: چگونه نابرابری و تفاوت‎ها بر نحوه تفکر، زندگی و مرگ تاثیرگذار هستند، می‎نویسد: “آن لحظه همه چیز را برای من تغییر داد.” وی مینویسد: “گرچه از نظر اقتصادی هیچ تغییری رخ نداده بود اما آن روز در صف کافه تریا من متوجه پله شکسته‎ای در نردبانم شدم. وی آن روز از لباسش، روش صحبت کردنش، حتی موهایش که در خانه به واسطه والدینش کوتاه شده بود، خجالت کشید. او یادآوری می‎کند: “همیشه بچه خجالتی و ساکتی در مدرسه بودم.”
در حال حاضر، پین استاد دانشگاه کارولینای شمالی، چپل هیل Chapel Hill است. وی به این باور رسیده که حداقل در کشوری همچون ایالات متحده آمریکا، آسیبی که واقعا از فقر با وجود کالاهای فیزیکی و مورد نیاز زندگی متوسط شهری همچون تلویزیون، مایکروویو و موبایل ایجاد می شود صرفا حس فقر است.

در واقع، این تجربه ذهنی محدود به کسانی که در طبقه پایین جامعه زندگی می‎کنند، نیست. در جامعه ای که مردم خود را با همسایگان‎شان مقایسه می‎کنند، حتی با وجود درآمد خوب می توان همچنان احساس محرومیت کرد. پین می‎نویسد: “برخلاف ستون اعداد در دفترچه حساب بانکی، احساس وضعیت مالی همیشه متغیر است و علت آن را می‎توان در مقایسه با افراد دیگر یافت.”

بد نیست بدانید، احساس فقر عواقبی فراتر از احساسات عادی دارند. افرادی که خود را فرد فقیری می‎دانند غالبا تصمیمات بدی اتخاذ می‎کنند. قمار را در نظر بگیرید. شما با صرف دو دلار می‎توانید بلیط Powerball (یک لاتاری) را بخرید، اما شانسی که در مقابل پرداخت پولتان به دست می آورید یک در سیصد میلیون است. قمار کردن مخصوصا برای افرادی که خواهان تامین هزینه‎ های زندگی خود هستند، پیشنهاد خوبی به نظر نمی‎رسد. اما باز هم  آمریکایی ‎های کم درآمد مبلغی از درآمد خود را به خرید بلیط ‎های قرعه‎ کشی اختصاص می‎دهند. گاها از این رفتار به عنوان “مالیات بر فقرا” یاد می‎شود.

دور باطل، قمار و رفتار پرریسک

توضیحی که بر این رفتار داده می شود اینست که معمولا این افراد رفتار ریسکی تری را در زندگی انتخاب می کنند و این دقیقا علت فقر آنهاست. او بر تحقیقات انجام گرفته توسط روانشناسان کانادایی بر روی قماربازان تکیه می کند. در این تحقیق پس از پرسیدن سوالاتی در مورد شرایط مالی شرکت کنندگان از آنها خواسته می شود که خود را براساس چیزی که شاخص درآمد احتیاطی قانونی (Normative Discretionary Income Index) نامیده می شود رتبه ‎بندی کنند. این مسئله مهم نبود که میزان درآمد آنها چقدر است، برخی از آنها به این باور رسیده بودند که درآمد بیشتری در مقایسه با همسن و سالان خود دارند، در حالی که برخی دیگر بر خلاف این باور زندگی می‎کردند. در انتها، به این شرکت کنندگان بیست دلار داده شد، با این حق انتخاب که پول را گرفته و نگه دارند و یا آن را قمار کنند. کسانی که اعتقاد داشتند در مقایسه با همسالان خود رتبه پایین‎تری دارند، کارت قمار را انتخاب کرده و یا به گفته پین​: “احساس فقر آنها باعث افزایش تمایل آنها نسبت به داشتن انتخابی غلط شد.”

تاس های قمار

Photo by Adam Fejes from Pexels

در تحقیقات انجام گرفته دیگری توسط پین و برخی از همکارانش، شرکت کنندگان به دو گروه تقسیم شده و از آنها خواسته شد که یک سری شرط‎ بندی‎ ها انجام دهند. یک مدل، کم ریسک با پاداش کم (مثلا برنده شدن با احتمال ۱۰۰ درصد ولی فقط 15 سنت) و گزینه‎ دیگر، ریسک بالا با پاداش زیاد بود (10 درصد با احتمال برد یک دلار و پنجاه سنت). قبل از آغاز، به هر دو گروه داستان‎های متفاوتی (ساختگی) در مورد شرکت کنندگان قبلی گفته شد. به گروه اول گفته شد تفاوت برد بهترین و بدترین برنده ها فقط چند سنت بوده است و به گروه دوم گفته شد که این تفاوت بسیار بیشتر است. کسانی که در گروه دوم بودند شرط های با ریسک بالاتری نسبت به گروه اول بستند. پین نتیجه گرفت، این تحقیقات مدرک دست اولی است که نابرابری خودش عاملی بر رفتار مخاطره آمیز و با ریسک بالاست.

نگرش مردم به نژادها

وی معتقد است، نگرش مردم به نژادها نیز ارتباط مستقیمی با تجارب آنها از محرومیت دارد. وی به تحقیقات و مطالعات انجام گرفته توسط روانشناسان N.Y.U اشاره دارد.  در یکی از این تحقیقات به سوژه هایشان ۱۰ دلار برای شرکت در بازی آنلاین دادند. به برخی از شرکت کنندگان گفته شد اگر خوش ‎شانس باشند، برنده صد دلار می‎شوند. سپس به آنها (همگی سفید پوست بودند)، تصاویری از چندین چهره نشان داده شد و از آنها پرسیدند کدام یک از این تصویرها تیره تر هستند. تصاویر همه ترکیب‎ هایی دستکاری شده بودند. شرکت کنندگان که به آن ها در مورد شانس برنده شدن 100 دلار گفته نشده بود (گروه بدشانس) به طور متوسط تصاویر به نسبت سیاه ‎تری را نسبت به گروه دیگر انتخاب کرده بودند. پین می‎گوید: “احساس محرومیت در آنها باعث شده تفاوت‎های نژادی را بزرگتر مشاهده کنند.”

افرادی که احساس محرومیت و فقر دارند، خود را کمتر شایسته می‎دانند. آنها بیشتر به تئوری‎های توطئه باور دارند. و احتمالا آنها با مشکلات پزشکی و طبی بیشتری نیز دست و پنجه نرم می‎کنند. براساس تحقیقاتی که از کارکنان ملکه انگلیس انجام گرفته است، افرادی که خودشان را در رتبه بالاتری می دانستند از وضعیت سلامت بهتری هم برخوردار بودند.

کلیت این تحقیقات پین را ​​نگران آینده ما انسان‎ها کرده است. درآمد سرانه ایالات متحده آمریکا جز بالاترین درآمد کشور‎ها قرار دارد. اما، به واسطه شکاف فزاینده‎ای که بین یک درصد و بقیه مردم وجود دارد، تأثیر ذهن فقیر در جامعه گسترده شده است. او می گوید:

« نابرابری چنان فقر را در برابر چشمانمان بزرگ کرده است که ایالات متحده با تمام ثروتش مانند کشوری در حال توسعه به نظر می آید»

ثروتمندان

راشل شرمن استاد جامعه ‎شناسی New School همچون پین در حوزه نابرابری‎ها و تمایزها مطالعه می‎کند. وی در مقدمه کتاب “خیابان ناآرام: اضطراب ثروت Uneasy Street: The Anxieties of Affluence” می‎نویسد: “گرچه تصاویر زیادی از ثروتمندان  در رسانه‎ های اجتماعی مشاهده می‎کنیم اما در حقیقت خیلی کم درباره اینکه ثروتمند بودن چگونه است می دانیم.”

زن ثروتمند

Photo by Ron Lach from Pexels

اولین کشف شرمن درباره افراد ثروتمند عدم تمایل آنها نسبت به صحبت با او بوده است. افرادی که قبلا موافقت کرده بودند با او صحبت کنند به ناگاه پاسخ  ایمیل‎ هایش را نمی‎دهند. سرانجام او موفق می‎شود با پنجاه نفر از اعضای خانواده که بیش از ۵۰۰ هزار دلار در سال درآمد داشته و حدود نیمی از آنها بیش از یک میلیون دلار در سال درآمد داشته و یا دارایی هایشان بیش از هشت میلیون دلار در سال بوده مصاحبه کند. (این همان چیزی بود که آنها به شرمن گفته بودند؛ اما شرمن پس از مدتی متوجه می‎شود آنها درآمد خود را کمتر از مقدار واقعی آن گزارش کرده بودند.) افرادی که او با آنها مصاحبه داشته چنان نگران محرمانه‎ نگهداشتن اطلاعاتشان بوده‎اند که از گفتن جزئیات طفره می رفته اند.

دومین یافته شرمن، که شاید بتوان علت آن را به اولین نتیجه مرتبط دانست، طرز تفکر افراد ممتاز درباره خودشان است. (آنها ترجیح می‎دهند خود را در گروه افراد ممتاز قرار ندهند) زنی که چندین خانه و آپارتمان داشته و سالانه درآمدی حدود دو میلیون دلار داشته است، به شرمن می‎گوید که خود را جز افراد طبقه متوسط ​​می‎داند. او توضیح می‎دهد: ” مهم نیست که شما چه مقدار دارایی دارید، همیشه افرادی وجود دارند که صد برابر شما دارایی و درآمد دارند.” و یا زن دیگری که همسرش وکیل مدافع بوده و از درآمد زیادی برخوردار است حین گفتگو با شرمن وضعیت خانواده خود را “مناسب” توصیف کرده است. زن دیگری از خانواده پولدارها مخالف واژه مرفه بوده است و آن را کلمه‎ای نسبی دانسته است. زنی که از کلمه “مرفه” چشم پوشی می‎کند، وضعیت مالی خود را “بسیار بسیار پایینتر” از یک درصد جامعه قرار می‎دهد. 

شرمن با دید دیگری مسائل را تفسیر می‎کند. وی معتقد است، این افراد تمایلی به طبقه ‎بندی خود در گروه افراد مرفه و یا حتی یک درصد جامعه ندارند. گفته های شرمان مدارکی مبنی بر نتایج تحقیقات دانشگاه کالیفرنیا را ارائه می‎دهد. نابرابری و تمایز ها ظاهراً نامتقارن هستند. با وجود دردها و نگرانی ‎هایی که افراد پایین مرتبه و فقیر جامعه با آن مواجه هستند، افراد بالا رتبه یا اصطلاحا مرفه با وجود نداشتن چنین مشکلاتی از وضعیت خود لذت کمی می برند و خود را با افرادی متمول تر مقایسه می کنند.

تاثیر بی عدالتی بر کودکان

چند سال پیش، گروهی از روانشناسان تصمیم گرفتند روی نحوه تاثیرگذاری کلمه ناعادلانه بر بچه های کوچک بررسی هایی انجام دهند. آنها یک گروه از کودکان پیش دبستانی را دسته بندی کردند و سپس آنها را به گروه‎های دو نفره تقسیم ‎بندی کردند. به کودکان چند بلوک برای بازی داده شد، سپس از آنها خواسته شد بلوک‎ها را سر جای خود بگذارند. پس از آن به عنوان پاداش، به بجه‎ ها برچسب هایی دادند. این برچسب‎ها بر اساس مشارکت آنها در منظم کردن بلوک‎ها به آنها داده می‎شد، برخی از کودکان دو برچسب و برخی دیگر چهار برچسب دریافت می‎کردند. طبق گفته متخصصان، کودکان قبل از سن چهار سالگی نمی‎توانند شمردن را درک کنند. اما به نظر می‎رسید، حتی بچه ‎های سه ساله هم متوجه تفاوت در تعداد برچسب‎ها شده بودند. بیشتر کودکانی که دو برچسب دریافته کرده بودند با حسادت به برچسب‎های دوستانشان نگاه می‎کردند. برخی از کودکان اذعان داشته‎ اند خواهان برچسب‎های بیشتری هستند. در ضمن، به نظر می‎رسید برخی از کودکانی که چهار برچسب دریافت کرده بودند از اعتراض دوستانشان دلسرد شده بودند و برخی از برنده ها برچسب‎های خود را تحویل دادند. ما می‎توانیم بگوییم این اقدامات با درک برابری هماهنگی دارند، زیرا اغلب بچه ها برچسبهای خود را تحویل داده و تنها یک برچسب برای خود نگه داشتند. این نشانگر تمایل آنها نسبت به داشتن برابری است. 

اگر این پاسخ عاطفی کودکان نوپا بوده است، می‎توان عامل خلق نابرابری و تفاوت‎ها را در فرهنگ‎ها جستجو کرد. دانشمندان در مرکز تحقیقات ملی پستانداران یرکس، خارج از آتلانتا، با میمون‎های کاپوچین قهوه‎ای که بومی آمریکای جنوبی هستند، بر این موضوع تحقیقاتی داشته اند. دانشمندان به میمون‎ها آموزش داده بودند تا ژتون خود را با یک تکه خیار عوض کنند. سپس آنها میمون‎ها را جفت کرده و به یکی از آنها پاداش بهتری یعنی انگور دادند. میمون‎هایی که قبلا خیار دریافت می‎کردند حالا عصبانی شده بودند. برخی دیگر از میمون‎ها ژتون‎های خود را رها کرده و از بازی خارج شدند. بعضی دیگر از دریافت خیار امتناع ورزیدند یا تعدادی از خیارها را به سمت محققان پرتاب کردند. محققان دریافتند، میمون‎ها هم همچون انسان‎ها خواستار برابری نسبی هستند.

جمع بندی

کودکان پیش دبستانی، میمون‎های کاپوچین قهوه‎ای، کارکنان ایالت کالیفرنیا همه و همه از بی عدالتی رنج می‎برند. این واقعیتی است که حتی اگر تفاوت‎ها از منطقه‎ای به منطقه دیگر یا از سالی به سال دیگر متفاوت باشد باز هم تفاوت‎ها و نابرابری‎ها اذیت کننده هستند. بدون شک نابرابری، که از نظر عده زیادی پیش شرط تمدن است، یک نیروی محرکه در حوزه نوآوری‎هایی همچون خلق لوله‎ کشی آب، اینترنت، جارو‎برقی و سیم کشی برق داخلی بوده است.

اما هنوز هم باید اقداماتی انجام شود. لایحه های مالیاتی توسط کنگره ها تصویب شود و یا باید سود افراد سرمایه‎ گذار را کاهش داد.  به این ترتیب، در نهایت طبقه فقیر و متوسط ​​نیز به سود خواهند رسید. اما حتی اگر تغییری رخ ندهد، باید گفت حس ارزشمندی ما نسبت به خودمان می‎تواند همه ما را هر روز ثروتمندتر از دیروز کند.

امتیاز به محتوای مقاله

امتیاز به محتوای مقاله

یک ستاره ← پنج ستاره

یک ستارهدو ستارهسه ستارهچهار ستارهپنج ستاره

(بدون امتیاز)

Loading...
نویسنده مقاله: Elizabeth Kolbert

نویسنده مقاله: Elizabeth Kolbert

الیزابت کلبرت

الیزابت کولبرت ، از سال ۱۹۹۹ نویسنده The New Yorker است، او برنده جایزه پولیتزر در سال ۲۰۱۵ برای " The Sixth Extinction انقراض ششم" شد. آخرین کتاب او " Under a White Sky: The Nature of the Future زیر آسمان سفید: ماهیت آینده" نام دارد.

اگر در متن این مقاله اشتباه تایپی و یا غلط املایی پیدا کرده اید، لطفا اشتباه را هایلایت کنید و از طریق فشردن Ctrl+Enter به ما اطلاع رسانی کنید.

۰ دیدگاه

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

امواج فراصوت

چگونه امواج فراصوت می‌توانند بافت استخوانی را درمان کنند؟

تحقیقات جدیدی درباره امواج صوتی صورت گرفته که نتایج شگفت انگیزی از اثرات این امواج در بازسازی استخوان را نشان می دهد.

آیا برای تکان دادن خودتان آماده هستید؟

آلبوم جدید بیانسه، اشتهای مردم را برای رقصیدن و توانایی او را برای انطباق با زمانه، آزمایش خواهد کرد.

داستان نان

معرفی 10 نوع نان اروپایی و داستان های جذابشان

نان از جمله مواد غذایی است که از زمان‌های قدیم مورد استفاده قرار می‌گیرد و جزو جدایی ناپذیر همه خانه‌ها است. در اینجا با ده نوع نان اروپایی آشنا می‌شویم.

خودشناسی

روشی برای تغییر دیدگاه دیگران

از ارزش‌ها و باورهای خود به‌عنوان یک سلاح استفاده نکنید بلکه آن‌ها را به‌عنوان یک هدیه ارائه دهید.

آب اشامیدنی

داستان تکامل نوع انسان و ارتباطش با نیاز شدید انسان به نوشیدن آب

ما بیش از بسیاری از پستانداران دیگر به آب وابسته هستیم و مجموعه ای از استراتژی های هوشمندانه برای به دست آوردن آن ایجاد کرده ایم.

تقسیم کار در منزل

چالش تقسیم کار بین زوج ها و راهنمای محققین جنسیت برای داشتن یک زندگی برابر

به عهده گرفتن و تقسیم بندی کارهای مربوط به خانه و خانواده، همواره چالش برانگیز و همراه با کلیشه های فرهنگی فراوانی است که باعث از بین رفتن عدالت و خستگی بیش از حد به طور معمول مادران می شود؛ اما در این جا به دنبال این هستیم که بدانیم مشاوران خانواده و جامعه شناسان، در پشت درهای بسته چگونه عمل می کنند.

نیک کیو

نیک کیو شاعر و خواننده استرالیایی از خلاقیت و هنر می گوید.

«خودتان را به طور کامل وقف کار کنید، نتیجه را رها کنید تا صدای واقعی شما ظاهر شود؛ خواهید دید که هیچ راه دیگری برای خلاقیت وجود ندارد.»

واژه پردازها

داستان ظهور و پایان واژه پردازها

عصر دیجیتال به بهبود بهره‌وری کمک شایانی کرده است، اما باعث ایجاد حواس پرتی در ذهن انسان ها نیز شده است؛ امروزه نویسندگان در حال شورش علیه واژه‌پردازه هایشان هستند.

سلامت مغز

چگونه یک مغز سالم داشته باشیم؟

اگر این تغییرات را در سبک زندگی خود ایجاد کنید علاوه‌بر اینکه توانایی ذهن خود را افزایش می‌دهید می‌توانید خطر ابتلا به زوال عقل را هم در آینده کاهش دهید.

استون‌هنج

راز اِستون‌هنج (Stonehenge)

راز استون‌هنج چیست؟ ماشین حسابِ نجومی؟ سکوی فرود سفینه فضایی؟ حرم طبیعت؟

Pin It on Pinterest

بازخورد
بازخورد
چطور به این سایت امتیاز می دهید؟
آیا دیدگاه اضافه ای دارید؟
بعدی
در صورت تمایل برای پیگیری از سمت ما، ایمیل خود را وارد کنید
برگشت
ارسال
از ارسال نظر شما سپاس گذاریم.

Spelling error report

The following text will be sent to our editors: